بازم سنتوری

تو آخر هفته بالاخره تونستم فیلم سنتوری رو در یک اقدام متهورانه طی دو قسمت دانلود کنم و ببینم. راستش شاید درست نباشه در مورد فیلمی که هنوز پولشو ندادم نظر بدم واسه همین ابی جان منو از این عذاب وجدان در بیار و پولشو بریز به حساب بعدن حساب می کنیم

 اگه از من بپرسین می گم این فیلم به قول ما شمالیها ترشی هفتابیجار بود. من آخر این فیلم نفهمیدم که نکته اصلی این فیلم چی بود. خیلی جاهاش خیلی از واقعیت های جامعه دور بود که من به خودم می گفتم ااااا (با کسره بخونین) مگه همچین چیزی هم ممکنه. صحنه های از فیلم مثه سنتور نوازی تو مراسم عروسی با اون گروه جاز خفن (هر چند ایده جالبی واسه امتحان کردنه ! باید برنامه بعدی گروه گلهای خاردار روطوری تنظیم شه که از این ایده هم استفاده بشه) مراسم عقدشون و غفلت خونواده علی ازش تا لحظه آخر به نظر می رسه زیاد با جامعه ما منطبق نیست. حالا اگه آخرش می مرد بهتر بود تا اینکه دوباره نجات پیدا می کرد. اون سیاوش قمیشی نما هم بهترلوله ای که توش می خوند رو ازش می گرفتن فکر می کنیم اینطوری صداش خیلی بهتر می شد.

خلاصه برخلاف نظر دوستان ادیب و دانشمندم باید بگم که این فیلم صرفا به گیشه فکر می کرد (می دونم خیلی جمله کلیشه ای بود) و اصلا نباید با کارای دیگه مهرجویی و حتی نمونه های خارجی مقایسش کنیم.